خرید بک لینک

 

 

بي تو اينجا نا تمام افتاده ام

پخته اي بودم که خام افتاده ام

گفته بودي تا که عاقلتر شوم

آه ، مي خواهي مگر کافر شوم

من سري دارم که مي خواهد کمند

حالتي دارم که محتاجم به بند

کاشکي در گردنم زنجير بود

کاشکي دست تو دامنگيربود

من جهان را زير وبالا کرده ام

عشق خود را در تــــــو پيدا کرده ام

برچسب: نویسنده: ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 12 دی 1392 ساعت: 13:26

 

 

دروغ و خيانت رو هك كن

از انسانيت كپي بگير و سندت كن

با صداقت و وفا و معرفت چت كن

از زيباترين خاطره زندگي وب بگير

تو پروفايل قلبت يه قلب تير خورده بذار و بگو

عاشق عشق هستي و عاشق عشق باش

در مسنجر قلبت عشق رو اد كن

وبه احساسات عشقت پي ام بده

غم رو حذف كن

و واژه بدي رو رينيم كن

براي غرورت آف بزار آخه (دنيا دو روزه)

برچسب: نویسنده: ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 12 دی 1392 ساعت: 13:26

 

 

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم

بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی

 نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی

اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،

صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم

اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم

 اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست

 اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما همیشه به پات میمونم که برگردی

اگه یه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون

"من قبل از تو میمیرم"

برچسب: نویسنده: ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 12 دی 1392 ساعت: 13:25

 خداوندا کفر نمی گویم

پریشانم

چه میخواهی تو از جانم؟

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی

خداوندا تو مسئولی

خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است

چه زجری می کشد آن کس که از احساس سرشار است

خداوندا تو تنهایی و من تنها

تو یکتایی و بی همتا

ولیکن من نه یکتایم نه بی همتا

فقط تنهای تنهایم...


 
 

برچسب: نویسنده: ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 12 دی 1392 ساعت: 13:23

 غربت آن نیست که تنها باشی

فارغ از فتنه ی فردا باشی

غربت آن است که چون قطره ی آب

در به در ، در پی دریا باشی

غربت آن است که مثل من و دل

در میان همه کس یکه و تنها باشی


 
 

برچسب: نویسنده: ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 12 دی 1392 ساعت: 13:20

 گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟


آنچنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی...

 

برچسب: نویسنده: ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 12 دی 1392 ساعت: 13:19

 زندگي چيست؟

میزی برای کار

کاری برای تخت

تختی برای خواب

خوابی برای جان



جانی برای مرگ

مرگی برای سنگ

سنگی برای یاد

این است زندگی...

این است زندگی...


 
 

برچسب: نویسنده: ابوالفضل تاريخ: پنجشنبه 12 دی 1392 ساعت: 13:17

صفحه بندی